پیرزن افغانستانی تبار
03 آبان 1401
درهمان حالی که بادوستم صحبت می کردم گه گاهی نگاهم متوجه اش بود،پیرزن میان سالی بود که درگوشه ای ازشبستان حرم دراز کشیده بود معلوم بود زائری خسته است. فاصله مان تا او زیاد نبود،صحبت هایمان که به درازاکشید متوجه شدم که نشسته است ومی خواهد بانخ سوزنی که در… بیشتر »
1 نظر
آغوش خدا
02 آبان 1401
ازقدیم گفته اند سفره دلتو پیش هرکسی باز نکن ، ولی من دیگر خیلی وقت است سفره مو بقچه کرده ام وزده ام زیر بغلم این مردمان دگر خیری ندارند ،عوضش سفره دلم را سرجاده نمازم پهن می کنم دو رکعت نماز که بخوانی و بعدش دستهایت را بالاببری انگار که درآغوش… بیشتر »
